مصاحبه با امید خوشنویسان: کتاب بازی زندگی چهار اثر از فلورانس اسکاول شین زندگی من و تغییر داد

کتاب بازی زندگی چهار اثر از فلورانس اسکاول شین زندگی من و تغییر داد

لطفا خودتون و معرفی کنید؟ امید خوشنویسان هستم، مدیر مجموعه فروشگاه کامپیوتر لاجی لوک و مدیر عامل شرکت آینده پرداز هستی.
تعداد فرزندان؟ یک دختر 10 ساله دارم.
شروع فعالیتتون از چه سالی بود؟ و چند سال تو این حوزه هستید؟ از سال 79 این کارو شروع کردم و از سال 81 با شرکت فراسو آشنا شدم و تا الان که در خدمت شما هستم به صورت تخصصی در زمینه لوازم جانبی و کامپیوتر مشغول هستم.
قبل از این، شغل های دیگه هم داشتید؟ بله، تو زمینه دیگه ای هم مشغول شدم. مثل لوازم خانگی، لوازم دکوری. ولی باز دوباره برگشتم به همین زمینه کاری کامپیوتر و لوازم جانبی.
اگر برگرید به عقب دوباره همین کارو انتخاب می کنید؟  اگر برگردم عقب این شغل خوبی ولی نیاز به پایه خیلی قوی تری داره. طی این سال ها یه سری نقاط ضعفی تو کارم داشتم که اونا رو حتما برطرف می کنم. 
این شغل و به اطرافیانتون هم پیشنهاد می کنید؟ شغل هیجانی و جالبی. چون من خودم به شخصه آدمی هستم که اکتیو هستم و دوست دارم با آدم های زیادی سرو کار داشته باشم. این شغل برای من شغل جالب و هیجانی. در کنار این شغل پیشنهاد میکنم که حتما حرفه ای هم یاد بگیرن و تخصصی داشته باشن و در کنار این کار باشه. چون بر خلاف ظاهر کار ما اینه که خیلی توش درآمد داره ولی بالا و پایین زیاد داره.
از نظر سود مالی چی از این جهت قابل پیشنهاد؟ خوب ما به قول معروف میگیم خداروشکر. ولی تو ایران شغل های دیگه ای هم هست که اگر بخواهید همین انرژی و زمان و بذاری از این شغل خیلی خیلی سودش بیشتر.

تا حالا تو این کار شکست خوردید و این که تا به حال چه مشكلاتي براتون پيش اومده؟  بله  (تاکید) 
میتونید توضیح بدید؟ عرضم خدمت شما که در سال های اول شراکت هم داشتم، توی شراکت اولش خوب بود. بعد به مشکل برخوردیم. هم تو قسمت شراکت هم تو قسمت کار خودم. پلن های اشتباه تعریف کردم. درست که پلن اشتباه باعث شد که آسیب ببینم ولی در نهایت تجربه های بسیار خوبی به دست آوردم که قوی تر شدم. تونستم درس بزرگی بگیرم و کارم و قوی تر کنم، آبروم و حفظ کنم و خوشنام تر بشم. 
سرتون هم کلاه گذاشتن تا حالا؟
بله خوب پیش اومده. تو این همه سال طبیعتا پیش میاد. یه وقتی شاید فکر نکنی و باورت نشه که این افراد میتونن سرت کلاه بذارن یا از سمت اونا آسیب ببینی، ولی خوب پیش میاد.
اوقات فراغت خودتون و چطور میگذرونید؟ من بسیار آدم ورزشی هستم ولی خوب متاسفانه به دلیل مشاغل کاری که الان دارم در حال حاضر ورزشم خیلی کمه با لبخند ( یه جمله معروفی هست که میگه من ورزشکار نیستم ولی ورزشکارا رو دوست دارم) نه نه من اصلا اینطوری نیستم. من خیلی ورزشی هستم. من سال های 77 و 78 دو سال معلم ورزش بودم تو دبیرستان و خیلی علاقه داشتم. یکی از علاقه مندی های من دیدن ورزش، مسابقات ورزشی، مخصوصا مسابقات ملی... و از تفریحات دیگم کتاب و مطالعه است. 
پشتوانه داشتید یا از صفر شروع کردید؟ پشتوانم من اولین چیزی که می تونم بگم خودم بودم و خدام بود و خانوادم. من پدرم کارمند بود بازنشسته شد. مادرم خانه دار بود ولی یه زندگی خوب پدرم برامون تهیه کرده بود. یه زندگی کارمندی خوب نون حلال، ولی پشتوانه ای که بهتون میگم پشتوانه فکری میتونست باشه، دلگرمی این که من پدر مادری سلامت داشتم میتونه باشه، داشتن همسر و فرزندی خوب میتونست باشه و خدایی که همیشه با هامون بوده.  
آیا شما از نظر خودتون موفق هستید؟ بله من موفق هستم. 
علتش ؟ 
ببینید تو یه سری روز ها و لحظه ها شما ممکن به این نکته برسید که خوب این همه تلاش، این همه انرژی خوب آخرش که چی ؟ چرا اون چیزی که توقع دارید نمیشه؟ ولی بعدش نیمه پر لیوان و که میبینی، میگی خوب آبرو داری، اعتبار داری، شخصیت خوبی داری، سلامتی، شاید خیلی ها، من اونارو نشناسم ولی خیلی ها من و میشناسن. 
یه روز هایی بود که خیلی حالم خراب بود، اتفاقی که توی قسمت شراکت و رفاقتی که باهاش کار میکردیم افتاد، آسیب خیلی زیادی دیدم هزینه خیلی زیادی از من رفت، خیلی تلخ بوده پس... بله خیلی، خیلی که بهتون میگم خیلی زیاد (تاکید) ، میتونست خیلی اتفاقای بدی بیافته. ولی وایستادم کار کردم تلاش کردم نا امید نشدم. تو همین اوضاع هم یه دوستی داریم ما، همون موقع که حالم خیلی بد بود طوری که توی خونه هم تاثیرگذار بود. این دوست ما یه کتابی به من هدیه داد. یعنی حالم ودید بعدش رفت یه کتاب برام هدیه خرید. اسم این کتاب بازی زندگی چهار اثر از فلورانس اسکاول شین بود. با توجه به شناخت روحیاتم شروع به خوندن این کتاب کردم و من تو این چند سال اخیر (یه کتاب کوچیک دیگه داره اسکاول شین به نام معجزه شهود) این کتاب مثل یه دارو برا من میمونه. یه کتاب کوچیکی که هر روز صبح تو مترو که میام میخونم و هر روز این جملات زیبایی که تو این کتاب هست رو تکرار می کنم و هر روز باهاش زندگی می کنم. به خیلی از دوستان نزدیکانم و خانوادم هدیه دادم تو مراسم مختلف و عید که شاید برای اون ها هم کمکی بشه که روحیه و حال خودشون و عوض کنن. تنها نتیجه ای که میشه گرفت به نظر خودم از زندگی اینه که انسانها قدرت بسیار زیادی دارن. فقط باید این قدرت و پیدا کنن که بتونن حال خودشون و خوب کنن. به نظرم هر اتفاقی که برای ما میافته خودمون باعثش می شیم. خودمون باعث میشیم که حالمون خوب بشه یا حالمون خراب بشه، آسیب ببینم یا اینکه آسیب بزنم به دیگران ربطی نداره. باید بتونیم که توقعمون و بیاریم پایین و درست زندگی کنیم و قدم های درستی برداریم. این خیلی کمکم کرد. و از دوستم که اون کتاب و به من هدیه داد همیشه سپاسگذاری کردم. نکته مهم اینه که شکست برا همه اتفاق میافته مهم اینه که شرایط و تغییر بدیم. از این که تونستم شرایط و تغییر بدم هر روز(تاکید) خدارو شکر می کنم.

در حال حاضر با چه شرکت هایی همکاری می کنید؟ نمایندگی چه برند هایی و دارید و چرا؟ زمانی که من شروع به این کار کردم برند های خیلی زیادی بودن اون زمان برند هایی مثل جنیوس،A4TECH، فراسو، این ها برند هایی بودن که برنده های خیلی خوبی بودن. لاجیتک هم بود حتی ولی به شکل امروز. برندهایی بودن که هر کی می تونست برند و انتخاب کنه و برند و قوی کنه. 
من خوب فراسو انتخاب کردم اون زمان و از این بابت خیلی خوشحالم. 
چرا فراسو انتخاب کردید؟
خوب دلایل مختلفی داشت. اسم برند، محصولاتی که داشت، حس خوبی بهم میداد. فکر میکردم که این برند میتونه جایگاه خوبی داشته باشه در صورتی که اون موقع فراسو اصلا جنس ارزونی نبود. اون موقع مثلا شما می تونستید یه کیبوردی 5 یا 6 هزار تومنی داشته باشید در حالی که فراسو 17 یا 18 هزار تومن بود. ولی خوب من این برند و انتخاب کردم برای اینکه اعتقاد داشتم مشتریان این برند با کیفیت با روحیات من سازگار ترند. بعد از اون با برند های دیگه هم کار می کردم ولی تمرکزم روی فراسو بود. 

نظرتون راجع به بازار کامپیوتر ایران چی؟ پیشبینیتون از بازار کامپیوتر چی؟ بازار کامپیورتر ما تو چند سال اخیر متاسفانه کوچیک شده. کالاها محصولات ارزشی شدن که رنج قیمتی خیلی بالایی و به خودشون اختصاص دادن. افزایش قیمت باعث شد که تو سبد خرید مردم کمتر جا بگیره. باز به نظرم اتحادیه ما خیلی تاثیرگذار بود که باعث شد صنف ما نسبت ه اصناف دیگه ضعیف تر بشه. حالا تو همین شرایط خودمون سعی کردیم به روز نگه داریم. رفتیم به سمت شرکتی شدن، فروشگاه آنلاین، یجورایی نواقصی که فکر میکردیم وجود داره رو سعی کردیم بر طرف کنیم. دور نمای بازار هم پیشبینیم اینه که صنف ما با اومدن فروشگاه های آنلاین از این مغازه های کوچیک خارج میشه شما باید خیلی قوی باشی که بتونی تو این بازار دووم بیاری. 
نظرتون راجع به فروشگاه های آنلاین چی؟
خوب فروشگاه های آنلاین جایگاه خودشون و تا چند وقت دیگه به صورت کاملا جدی باز می کنه. چون به سرعت دارن رشد می کنن. یجورایی هم با صنف ما ارتباط مستقیم دارن. 
شما فروشگاه آنلاین دارید درسته؟ بله 
 چند وقت این و زدید؟ خود سال 83 یا 84 بود ما اون زمان ایدش و داشتیم. اون زمان یه برندی وارد می کردیم و یه سایتی هم  زدیم. اون زمان میتونستم جدی تر پیگیری کنم کارم و ولی خوب درگیر فروشگاه داری شدم و از اون دور شدم. اون گذشت و تا رسیدیم به ماه 10 سال 95 شروع کردیم به برنامه ریزی این پروژه و از ماه 2 سال 96 استارت سایت لاجی لوک و زدیم. و الان حدود هزار و خورده ای کالا داریم. الان هم با تیم خوبی که داریم تونستیم رشد کنیم و جایگاه خوبی به دست بیاریم. 
حالا از نظر شما بازدهی این تغییر قبل و بعد از فروشگاه اینترنتی چقدر بوده؟ ببینید الان در واقع در وضعیت سرمایه گذاری هستیم الان و بازدهی چشمگیری نداشتم که بخوام بگم بازدهی خاصی برام داشته. ما الان داریم سرمایه گذاری می کنیم برای این که در آینده قوی تر بشیم. چون گفتم و اعتقاد دارم کاری که می خواییم انجام بدیم یه کار حرفه ای باید باشه و باید جلوتر از بقیه باشیم که بخواییم رشد کنیم. الان هم در وضعیت سرمایه گذاری هستیم و هدف بلند مدت. به همین دلیل ممکن زمان ببره تا کار به نتیجه برسه. ولی من خودم به شخصه خیلی راضی هستم.
از نظر این که الان بهتون سود مالی میرسون رضایت دارید یا از نظر این که در آینده براتون بهره وری خواهد داشت؟ الان خیر، و قطعا برای آینده داریم سرمایه گذاری می کنیم. ولی در آینده نزدیک مطمئنم که وضعیت بسیار بهتری داشته باشه. 
پس شما ملا ک و بر رسمی بودن شرکت ها میذارید؟
اگه مبلغ زیادی داشتید کجا سرمایه گذاری می کردید؟ من به شخصه با مجموعه هایی که الان دارم کار می کنم انسان های بزرگی هستن که درس بزرگی ازشون گرفتم. شرکت اسپیرو و آقای احمد علیپور درس های بزرگی ازشون گرفتم. شخصی که واقعا قبولشون دارم و به شخصه ایده های بسیار بزرگی ازشون گرفتم. آقای سهیل ترکان هم همینطور. یکی از لذت های زندگیم این بود که تونستم با این دوستان همکار بشیم. من یجورایی چون عاشق کار کردنم یجورایی همین کارام و گسترش میدم. چون نیروهایی که با من هستن بچه های با انگیزه ای هستن، از انجا هم که از این نیرو ها زیاد داریم حتما کارم و گسترش میدادم و از این نیرو ها استفاده می کردم. فروشگاه اینترنتی و گسترش میدادم و تو شهرستان فروش مویرگی و راه اندازی می کردم.  
واردات کردید تا حالا؟ نظرتون راجع به واردات چی؟  تو سال 88- 87 واردات داشتیم بعد گذاشتیم کنار و شروع به همکاری با شکرت هایی که اینجا جنس میاوردیم همکاریمون و شروع کردیم. یکی از دلایلی هم که گذاشتش کنار تصویه بالا بود که برام همیشه اذیت کننده بود. 
راضی بودید؟ الان راضی هستم از این کاری که کردم.
چرا اسپیرو رو برای همکاری انتخاب کردید و نظرتون درباره همكاري با اسپیرو چی؟
خوب اسپیرو از دل فراسو متولد شد و من با توجه به شناختی که از فراسو داشتم میتونم بگم که ماهیت اینا یکی بود. با این تفاوت که یکی داره تولید انجام میده و یکی داره بخش بازرگانی و واردات. شکرت مروارید اسپیرو یه شرکت پویا و زنده بوده و همیشه هست. اما یه چند سالی شکرت مروارید اسپیور ضعیف شد. به دلیل این که سیاست هایی که تو شرکت انجام می شد با چیزی که توی بازار بود همخوانی نداشت. و ما بارها این موضوع و مطرح کردیم. توی سال های 90 و 95 تو این چند ساله که آقای احمد علیپور هم نبودن متاسفانه و سیاست ها جوری بود که به نوعی باعث می شد در درجه اول هم شرکت آسیب ببین به شدت و نماینده ها آسیب ببینند. طوری بود که اسپیرو داشت جایگاه خودش و تو بازار از دست میداد. ما این مسائل و میدیدیم و کاری نمیتونستیم کنیم. بر خلاف علاقه های که داشتیم و به شرکت کار به جایی رسید که من دیگه نتونستم با فراسو و اسپیرو ادامه همکاری داشته باشم. و از شبکه AD فراسو خارج شدم. ولی خریدم و به صورت RE می کردم و کارم و ادامه می دادم. چون سالیان سال بود که داشتم باهاشون کار می کردم و مشتریان خودم و داشتم، شبکم و داشتم و نمی تونستم اینها رو بذارم کنار. 
چی شد برگشتید دوباره، با قدرت بیشتر؟ 
من مروارید اسپیرو که بودم با قدرت و سیاست ها اکی بود. با توجه به تجربیاتی که گذشته داشت شرکت مروارید اسپیرو، بحث هایی داشتیم در زمینه تفاوت بازار و سیاست های شرکت از اونجایی که شرکت تجربه هایی تو این زمینه به دست آورده بود، شرکت سیاسیت ها رو اصلاح کرد و تونسیتم بیشتر به هم نزدیک بشیم و همکاری خوبی داشته باشیم. تو شرکت فراسو نتونستیم حقیقتش ارتباط خوبی برقرار  کنیم. چون سیاست هامون به هم نمی خورد. فکرهامون به هم نمی خورد. ولی تو مروارید اسپیرو قدرتمون بیشتر شدو جایگاهمون و آوردیم بالاتر. از حالت فروشگاهی خارج شدیم و شرکت شدیم. تیم و قوی تر کردیم نیرو اضافه کردیم.
نظرتون و درباره همکاری با اسپیرو بگید؟ در حال حاضر از اینکه با تمام توانم  به نوعی بگم که کارمند اسپیرو هستم بسیار رضایت دارم و خوشحالم که باز دوباره با مجموعه اسپیرو قوی کار می کنم آقای احمد علیپور دوباره برگشتن و در خدمتشون هستیم. و از ایده ها و تفکرات بسیار زیبای ایشون من استفاده می کنم. 
 نظرتان را در مورد كلمات زير بفرماييد؟
اسپیرو: توانا
پول: 90 درصد زندگی پول
موفقیت: بهترین قسمت زندگی
تحصیلات: 30 تا 40 درصد زندگی
بازار: دوست داشتنی
مشکل با همکارا چی؟ مشکل که همیشه پیش میومده ولی مهم اینه که بتونیم مشکل و حل کنیم. بارها شده خواستم به هر نحوی چکم و پاس کنم ولی با خودم گفتم که شاید نداره، شاید آبروی طرف و نباید بریزیم، نمیدونم به نوعی خودم و توجیح کردم که بگذرم. و تلاش کردیم اون پولی که رفته جاش در بیاریم. نمیدوم کارم درست یا اشتباه ولی حس می کنم که بهتره اینطوری زندگی کنم. شاید اعصابم آروم تر باشه و زندگی قشنگ تری داشته باشم.
نظرتون درباره مالیات چی؟ ببینید مالیات به طور کلی چیز بدی نیست. ولی تو کشور ما چیز بدی. چون شما از مالیات چیزی نمی بینید که به دردتون بخور. معمولا مالیات می گیرن که بتونن شرایط زندگی شما رو بهتر کنن تو کشورتون. جایی خرج بشه که بتونن استفاده کنن. من کار می کنم و بخشی از پولم و مالیات میدم. بعد مالیات در قبالش میاد به من منافعی میده که تو محیط اجتماعی زندگیم بتونم ازش استفاده کنم. ولی ما اینارو نمیبینیم. برای همین هم هست که همه فرار می کنن از مالیات. چون میدونن که نتیجه ای نخواهد داشت. ما هم سعی کردیم شرکت بشیم که هزینه ها شفاف تر بشه. 
مدیر عامل اسپیرو بودید چی کار می کردید؟ (همون کارایی و میکردم که آقای ترکان می کردن) با لبخند (خوب این ضبط شد)
من واقعا دارم می گم آقای ترکان بسیار مدیر عامل قوی و بسیار کار درست هستن و من از این دوستان تونستم چیزای خیلی مهم یاد بگیرم. با این که انتقاداتی هم بوده مطرح کردیم ولی خوب تو یه سری جاها نتونستم حرفای هم و متوجه بشیم ولی بعدش دوباره تونستیم با هم کار کنیم. ولی در نهایت به نظرمن این اختلافا باعث شد که پیشرفت کنیم و حرکت رو به جلو داشته باشیم. 
در کل شرکت مروارید اسپیرو شرکت پرشور و پویا هست. ما به مسائل سیاسی کاری نداریم چون اگه بخواییم به اون قسمت توجه کنیم کل زندگی و باید تعطیل کنیم. همین که نظرات دوستان و میپرسید و نظراتشون و میگیرد این خیلی کمک میکنه که مجموعه رشد کنه. من هم خیلی خوشحالم که با اسپیرو همکاری می کنم.
جناب خوشنویسان خیلی لطف کردید که وقتتون و در اختیار ما گذاشتید...برای شما آرزوی موفقیت روز افزون داریم.